تبليغاتX
::..::خانومی بنام ایکس::..::
::..::خانومی بنام ایکس::..::
معادله ای هستم غیر قابل حل...شناخته نشده..چند مجهولی..که فعلا ایکس آن کشف شده..
 
به تاريخ پنجشنبه 1388/06/26 توسط Ms.X |

خدايا خودت ميدوني كه عمو يونس چقدر مهربونه

خدايا تو كه ميدوني حميد چقدر به پدرش وابسته است

خدايا تو كه ميدوني همسرش چقدر عاشقانه دوستش داره و بي اون ميميره

خدايا پس با همون كرمت با همون حكمتت با اون عدالتت كه قابل قياس با كرم هيچ آدمي نيست قابل قياس با حكمت هيچ پزشكي نيست و عدالتي كه مسلما عادلانه تر از عدالت حاكم بر مملكت منه شفاش بده

خدايا تو كه اين دنيا رو با اون عظمتش آفريدي ديگه چرا يه تومور كوچولو رو توي سر آدمات انداختي

خدايا تو كه ميتوني فقط با يه حركت زمين و زمان رو دوباره بسازي .. زندگي عمو يونس رو هم دوباره بساز

خدايا آخه يه بچه ي 1 ساله كه تو اتاق بغلي بود چه طور ميتونه حضور يه حجم رو تحمل كنه

خدايا ميخوام به عدالتت قسمت بدم كه همه شون رو شفا بدي

اينا لايق اين توموور نيستن

آخه مگه تو راضي ميشي فرشته هات مريض بشن


پينوشت :عمو يونسم ازديشب رفته تو كما...لطفا براش دعا كنين

پينوشت2: هوا چقدر بارونيه... انگار پاييز زودتر اومده..انگار دل آسمون هم گرفته

به تاريخ سه شنبه 1388/06/24 توسط Ms.X |

نگاهم به كجاست كه اينگونه سر در گم يك صدايم

نقاب هايم را برداشتم

:

نظاره ام كنيد

:

من هستم..

بي ريا تر از هميشه

فكرم عريان

ذهنم خالي

نگاهم سرد

ولي هستم ...


به تاريخ دوشنبه 1388/06/23 توسط Ms.X |

چطوری میفهمی که الان در سال 2009 هستي؟!

1 یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت که 3 نفر بیشتر نیستن 5 خط موبایل دارن

2 واسه همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه میز بغل دستی تو نشسته

3 رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه

4 ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان کمک چیزایی رو که خریدی ببرن داخل

5 هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره

6 وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی،استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت برميگردی که موبايلت رو برداری، بدون توجه به اینکه 20-30 سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی

8 صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیله

9 الان در حالیکه این ایمیل رو میخونی،سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی

10 اینقدر سرگرم خوندن این ایمیل بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 نداره

11 الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره 7 رو داشته یا نه

12 و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره 7 رو پیداش میکنی،بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی

13 دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیکنی،خوب من شوخی کردم ولی نشون میده که تو به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی. سال 2009 خوش بگذره.


داشتيم ايميل هايمان را چك ميكرديم كه اين ميل برايمان جالب آمد كمي خنديديم گفتيم شما هم بخندانيم و دور هم خوش باشيم ديگه :)

به تاريخ شنبه 1388/06/21 توسط Ms.X |

خدايا به همين روزاي قشنگت

همه ي مريض ها رو شفا بده

الهي آمين

به تاريخ جمعه 1388/06/20 توسط Ms.X |
ديشب ميووون يه دسته فرشته احيا گرفتم

..جاتون خالي بود..

جدي ميگم

همه شون فرشته بودن..

اولش حس خوبي نداشتم كه منه گناهكارو خدا گذاشته بود اون وسط..ميون هفت هشتا فرشته

ولي بعد ديدم حتما خدا دوستم داشته كه اونجا رو بهم داده .. تا راحت تر بتونم گريه كتم .. زجه بزنم ..

هفت هشتا بچه ي ناز و ماماني

كه با هر " الغوث الغوث " گفتن اشك ميريختن و گريه ميكردن ..

خدايا مرسي كه منو ميون فرشته هات گذاشته بود

خدايا ديشب خيلي سبك شدم

خدايا اي كاش شباي قدرت هر ماه تكرار ميشد تا من ميتونستم با هر "خلصنا من نار يا رب" گفتن اشك بريزم و رهايي ام رو از اون آتيش جهنمي كه توش گير كردم ازت بخوام

اه .. خودمم نمي دونم دارم چي ميگم ديگه .. قاطي كردم .. فعلا باي ..

به تاريخ پنجشنبه 1388/06/19 توسط Ms.X |
 

امروز رفتم دكتر

وقتي يكي يكي دردامو گفتم و بعد از كمي خوش و بش با خانووم دكتر باحالم

پيشنهاد خوردن يه قرص بهم داد

دكتر:آرامبخشه

من: آرامبخش!!! نه !!! لطفا ننويسين .. من كارم فكريه .. اونجوري خواب آلود ميشم و نميتونم در طي روز خوب فكر كنم

دكتر: آرامبخش اوونجوري كه نه؛‌ نترس دختر ، خوابت نميگيره .. يه جور قرص فرح بخشه .. شادت ميكنه

من (تو دلم: به به .. X نخورده بوديم كه ديگه X خور هم شديم )

من (با صداي بلند) : دكتر من در روز خيلي ميخندم و سرحالم هاااا .. فقط گاهي دپسرده ميشم و دلم ميگيره و ميخوام گريه كنم كه اونم قربونش برم گريه ام نمياد

دكتر: ميدونم .. ولي اينا رو كه بخوري ديگه اون يه خورده غصه هم نمياد سراغت

من : لبخند ميزنم و از مطب ميام بيرون

يه كمي قدم ميزنم .. بعد براي تنوع مزاج ميرم بازار رضا .. خيلي اونجا رو دوست دارم .. اگه تابلو نمي شدم هر روز ميرفتم بازار رضا و مغازه ها رو ميديدم

به نظرم ديدن لپ تاپ هاو جديد ترين كارت گرافيك و مادربورد جذاب تر از Make Up‌ و لباساي مد روزه

خوب منم اينجوري سرگرمم ديگه

البته ديدن اونا هم خالي از لطف نيست ها.. اونم بهم توصيه شده ..

ولي امروز رو Mood ديدن بازار رضا بودم

يه هارد 500 خريدم و اومدم يه نيم نگاهي هم به لپ تاپ ها و قيمت هاش كردم و قرص و شربت هام رو گرفتم و اووومدم خوونه

:

الان هم هاردم رو ميزم افتاده هم قرص هام

قرص هام رو بررسي ميكنم . نوشته يه دونه قبل از غذا . ناشتا . اين يعني دونه موقع سحر !

هاردم رو بررسي ميكنم . تو نصب هاردم پيدا كردم . آخه قبلا كابل S-ATA م رو بخشيدم به يكي حالا خودم موندم بي كابل

ولي ديگه حسش نيست برم بيرون و بخرم..پس اين هارد تا شنبه بي استفاده است ..

به تاريخ پنجشنبه 1388/06/19 توسط Ms.X |

این تصویر در حقیقت ثابت و بدون حرکت میباشد . اگر آنرا متحرک میبینید به فشارهای روانی شما مربوط میباشد

هر چه سرعت حرکت در تصویر بیشتر دیده شود فشارهای روانی بیننده نیز بیشتر میباشد و بالعکس

به نظرتون اين تست يه تست واقعيه يا فقط يه حقه ي نقاشي و رنگه !!؟

به تاريخ چهارشنبه 1388/06/18 توسط Ms.X |
 

الان اين فيلم رو ديدم

هنوز تو حس فيلمم

هنوز توي روياي فيلم غرقم

از برت پت زياد خوشم نميومد ولي با ديدن اين فيلم چنان منو محسور خودش كرده بود كه ..

شايد بيشتر جذب شخصيت داستان شده بودم

فيلم كاملا حساب شده بود

بيخودي نيست كه 5 تا جايزه گلدن كلاب رو برده

حس عجيبي دارم بعد از ديدن اين فيلم كه الان نميدونم چه طور بايد راجع بهش بنويسم

هنوز از موود فيلم خار ج نشدم و كلماتم گيجن و نميدونن چطور بايد توي جملات نقش ببيندن

::

چقدر دوست دارم راجع به اين فيلم بنويسم ولي فعلا تو هنگم..صحنه هاي ناب و قشنگي داشت..حس تنفر پدر از يك تولد..حس نگراني همان پدر در 7 سال بعد و سالهاي دورتر..حس بخشش فرزند همان پدر..حس رفتن كنار دريا و رويت طلوع خورشيد....كه من عاشق اين صحنه شدم..و رويت همون صحنه طلوع با معشوقه اش..حس يك حس مردونه..حس درخواست يكي بودن..حس احساس عشق زن نسبت به خودش..و حس اينكه خودش عاشق شده..حس پدر شدن همان كودك..حس اينكه ديگه بايد زندگي رو رها كنه و بره..حس اينكه ديگه بايد برگرده..ولي چه دير..زن ديگه مال اون نبود..ولي احساس زن هنوز با او پر ميزد......و حس آخر فيلم..كه ديگه بنجامين كودك لجبازي شده بود و صحنه ي آخر حضور بنجامين..مرگ در آغوش كسي كه زماني عاشقش بود..

خلاصه ديدن اين فيلم توصيه ميشه..گرچه ميدونم من آخرين نفري هستم كه اين فيلم رو ديدم (نيشخند)

*********************************************************

Persons of interest

  • Brad Pitt .... Benjamin Button
  • Cate Blanchett .... Daisy
  • Tilda Swinton .... Elizabeth Abbott
  • Elle Fanning .... Daisy at 6
  • Julia Ormond .... Caroline
  • Jason Flemyng .... Thomas Button
  • Taraji P Henson .... Queenie
  • Peter Donald Badalamenti II .... Benjamin Button
  • Josh Stewart .... Pleasant Curtis
  • Chandler Canterbury .... Benjamin Button at 8
  • Lance E Nichols .... The Preacher
  • Joel Bissonnette .... David Hernandez
  • Joshua DesRoches .... Ricky Brody
  • Donna DuPlantier .... Blanche Devereaux
  • Madisen Beaty .... Daisy at 10
  • Katta Hules .... Caroline at 12
  • Patrick Holland .... Benjamin at 36
  • Libby Foster .... Young Caroline
  • Robert Towers .... Benjamin
  • David Ross Paterson .... Walter Abbott
  • Christopher Maxwell .... Nicky Brody
  • Ed Metzger .... Theodore Roosevelt
  • Jacob Wood .... Martin Gateau
  • F Scott Fitzgerald .... Author
  • Eric Roth .... Screenwriter
  • David Fincher .... Director

نويسنده اي اين فيلم به نظر من محشر بود..همينطور ميكس اين فيلم + دايركتور


به تاريخ سه شنبه 1388/06/17 توسط Ms.X |

خداي من ميتواند روي تمام خطوط كج و معوج ، راست و مستقيم بنويسيد


..تو اين شب هاي قدر منو يادتون نره ها..



به تاريخ دوشنبه 1388/06/16 توسط Ms.X |

::

ماهي ام باز هم تنهاست

دل اش هم تنگ شده

ديگر تنگ اش هم برايش تنگ شده

ماهي ام تنهاست

ماه هم تنهاست

من هم تنهام

حتي با من ِ توي آينه

ما حتي با هم ، هم تنهاييم

::

پينوشت:: بي خودي دلم براي بچگي هام تنگ شده .. من و بچگي هام با هم تنهاييم..

به تاريخ یکشنبه 1388/06/15 توسط Ms.X |

::

عشقي از جنس مردن

فيلم جالبي بود با ديالوگ هاي شعر وار و موزيكي اُپرايي ناب فرانسوي

با همان فضاي دلگير لندن ي قرن 18

:

و خون و تيغ و مردن و كشتن

و چشماني به دنبال انتقام و انتظار

و در نهايت

مرگي نه عاشقانه

بلكه ابلهانه

::

تيتراژ ابتدايي فيلم را دوست داشتم .. با باراني از خون شروع شد و به دوره اي كوتاه از كل داستان فيلم پرداخت .. كاملا حرفه اي رفتار شده بود...

موسيقي : Stephen Sondheim.

به كارگرداني :‌tim burton

با بازي : tim burton, Johnny Depp, Helena Bonham Carter, Sacha Baron Cohen and Alan Rickman


به تاريخ شنبه 1388/06/14 توسط Ms.X |

::

هدفم شده از جنس يك رنگي

جمع دودويي در مبناي بودن

انگار اعدادم همه گنگ شدند

تمام دانسته ها يم به پايه ي از نبودن رسيده

انگار كسي مرا پاك كرده

يك ناپاك مرا پاك كرد...

::

هدفم..

گمش كردم..

شما نديدنش!!؟؟


به تاريخ جمعه 1388/06/13 توسط Ms.X |

::

حرف هاي تاريك

نگاه هاي پر معناي يك طناب

و صداي نفس يك ماهي

و نوازش يك نور لطيف

اين است تمام هستي من

::

به تاريخ پنجشنبه 1388/06/12 توسط Ms.X |

:

احساسم را با عريان ترين كلام فرياد زدم

:

اما باد همه را با خود برد...

:

پينوشت:: يه كمي خستم....

به تاريخ چهارشنبه 1388/06/11 توسط Ms.X |

صداي هر شبت مرا بي خواب كرده

:

كمي آرامتر نگاهم كن

:

پي نوشت::گربه اي شبها مياد دم پنجره ي همسايه ي ساختمان روبرويي..من از پنجره ي اتاقم ميبينم كه زن چه عاشقانه غذايش ميدهد..كاش من هم گربه داشتم..گربه هر شب ميو ميو ميكنه..كاش من هم گربه داشتم..گربه وقتي غذاش رو ميخوره به پيرزن نگاه ميكنه..كاش من هم گربه داشتم تا وقتي بهش غذا ميدادم نگام ميكرد..پيرزن تنهاست ولي به گربه ها غذا ميده..كاش من هم گربه داشتم تا هميشه به اش غذا بدم..آخه منم تنهام................................

به تاريخ سه شنبه 1388/06/10 توسط Ms.X |

دارم تمام حسم رو بالا ميارم

:

:

الان ديگه خالي از هر حسي شدم

:

ولي يه جاي كار ميلنگه

:

چرا دنيا اين ريختي شده!!!


:

همينجوري بهتره...لااقل ديگه بهم نمي گن ديوونه ام

... ميگم دنيام واروونه است ...

:

:

به تاريخ دوشنبه 1388/06/09 توسط Ms.X |
چشمانت را ببند و آرام ببین
ببین که من می آیم و تو باز هم خوابی
در آرامشی که تا ابد مال من بود
و من تو را همراه خود ساختم
پس
آرام ببین
که من به دنبالت می آیم
با تو می مانم
تا به ابد
در آرامشی از جنس بی حس

====================

و این بار مرد بی پروا فریاد میزند

::

یک شب از خواب پریدم

خواب بد میدیدم

توی خواب گل یخ می چیدم

وقتی بیدار شدم دیگه رفته بودی

تو میز نامه ات رو میدیدم

گفتی خسته شدیو پر بسته شدی

گفته بودی که دیگه تمومه

رفتی و سال ها گذشت آب از این سرگذشت

نامه ات رو میبینی همونه

حتی فکر نکردی با من چه ها کردی

اون روزو تا ابد یادمه

تو گفتی فهمیدی اما نفهمیدی

که این دل همه ی آدمه

حالا که برگشتی و منو داغون میبینی

حالا که برگشتی و منو بی جون میبینی

میبینی و میتونی و بشینی و ببینی

چه جوری روت میشه پیشم بیشینی

دستای من دیگه گرمی دستات رو نمی خواد

پاهای من دیگه با تو یه قدمم نمیاد

بارتو که بستی دلمو شکستی

حالا دیگه دلم تو رو نمیخواد

:: خواننده :شهرام کاشانی..آهنگ : گل یخ

به تاريخ یکشنبه 1388/06/08 توسط Ms.X |

حجوم یک حس شبانه مرا تا کجا آورده

میبینی

حتی صدایم هم یخ زده

خواب را از سرمیگذرانم

امشب باید تا صبح نفس کشید

:

من

سکوت منجمد شده ی نگاه های اسارت آمیزم

که لب هایش را پر از دوختن نگاه کرده اند

من یک نگاه بودم

مرا خوووب بستید و در رفتید...

به تاريخ یکشنبه 1388/06/08 توسط Ms.X |
چه حس عجیبی

صدای باران را میخواستم

شنیدم

چه صدای عاشقانه ای

باد نمدار و صدای برگ درخت دم پنجره و نسکافه ای که از نوازش باد سردش می شود و مردی که فریاد میزند

::

زندگی ادامه داره

حتی وقتی تو نباشی

اگه آشنا بمونی

یا مثل غریبه ها شی

حتی اگه واژه ی عشق

با خیانت هم نفس شه

یا اگه تموم دنیا

واسه پرامون قفس شه

:

:

(سعید مدرس)

:

و صدای هوار درختان همچنان می آید...


به تاريخ شنبه 1388/06/07 توسط Ms.X |

نگاه های پوچ و آدم های کاغذی

 چشم های به راه مانده

لنزهای دوربینم دیگر تاریک مینگارند

دور میشوی

و من

از حفره ای تاریک نگاهت میکنم


این زبان لعنتی عاجز است از بازگوی هر حقیقتی

شاید نگاهم از جنس کاغذ بود

و لبانم از جنس کلمه

که اینطور غریبانه از تپه نگاهت میکنم

و تو

در امتداد جاده ای بی پایان.سرگردان میدوی

به تاريخ پنجشنبه 1388/06/05 توسط Ms.X |
Alexander Rybak

Years ago, when I was younger
I kind a liked a girl I new
She was mien and we were sweet hearts
That was then but then it's true

(Course)

I'm in love with a Fairytale
Even dough it hurts
Cause I don't care if I loose my mind,
I'm already cursed

Every day we started fighting
Every night we fell in love
No one else could make me sader
But no one else could make me high above

I don't know what I was doing
Suddenly we fell apart
Now on days I can not fine her
But when I do well get a brand new start

(Course)

I'm in love with a Fairytale
Even dough it hurts
Cause I don't care if I loose my mind,
I'm already cursed

She's a fairytale oo yeah
Even dough it hurts
But I don't care if I loose my mind,
I'm already cursed

**********************

Rybaks’s single “Fairytale” is the #1 song on iTunes in Sweden, Norway, Finland, Denmark, Germany, Benelux, Spain, Greece, Ireland, Switzerland, #2 in France and Austria, #3 in the UK.

Eurovision winner 2009 Alexander Rybak’s album “Fairytales” is due for release first week of June all over Europe.

He’s got a busy year ahead

**********************
Belorussian boy was born in Soviet Union (1986) - now lives with his parents in Norway. He is extremely talented, plays piano and violin since 5 years old, plays in performances and movie.

**********************

I see his Concert .. it was wonderfull .. if u can Download it .. he play the vilone in the best case



                                                                



به تاريخ پنجشنبه 1388/06/05 توسط Ms.X |

خسته ام از هر نبودنی

یاد باران های پاییز ی و حس ِ نم و تاریکی شب

یاد کتاب های نخوانده ام می اندازد

====================================

اگر یادتون بود و بارون گرفت

دعایی هم برای بیابان کنید

به تاريخ دوشنبه 1388/06/02 توسط Ms.X |
خدايا چقدر خوبه كه تو اين روزا و اين شبا ما همه كنار هميم..خانواده ام همشون سالمن و كسي تو بيمارستان نيست..

امروز نزديك سحر .. مامان دوستم سكته قلبي كرد..الانم حالش زياد مساعد نيست

اي كاش سر سفره ي افطار براي همه ي مريض ها دعا كنيم

خدايا اي كاش همين امشب همه ي مريض ها رو شفا بدي

خدايا اي كاش همين امشب همه ي گرفتار ها رو از گرفتاري نجات بدي


الهي آمين

به تاريخ یکشنبه 1388/06/01 توسط Ms.X |

دنیا میدونی..تو قلبم میخوونی

دریای آتیشی..رویای بارونی

دستامو میگیری..دنیامو می بازم

دستاتو میگیرم..رویامو می سازم

== == == == == == هلن == ==

بدجوری دلم گرفته
نه دلتنگ کسی شدم
نه دلتنگ چیزی
نمیدون این دل دوباره چش شده
غصه ی کی.غصه ی چی توی نگاهش مونده که اینقدر داره بیتابی میکنه
کاش بجای اینکه لب هام حرف میزد..دلم حرف میزد

انگار این بار از دست خودش خسته است

من دیگه صدای دلم را نمی شنوم
گوشهای دلم گرفته
و لبهایش مدام میخواند
میخواند
میخواند
که میخواهد...
پینوشت:: این دومین پست امروزم بوده..فکر کنم دوباره دارم قاطی میکنم..ای کاش اصلا زبون دلم رو میفهمیدم.فکر کنم زبان مادری ام را فراموش کردم که زبان دلم را دیگر نمی فهمم یا شاید هم میفهمم و خودم را به نفهمیدن میزنم.خودم هم نمی دانم ...

به تاريخ یکشنبه 1388/06/01 توسط Ms.X |
وااای که چه حس بدیه حس یک دلتنگی

حس بودن ولی خواستن که نباشی

حس اینکه میدونی دلتنگی ولی نمی دونی دلت تنگ چی شده!!

:

وای که چه بغض غریبی ته گلوم رو نوازش میده

و این آهنگ لعنتی

::

تا تو دستامو گرفتی.. راهم از دنیا جدا شد

توی آغوش تو چشمم..به جهانی تازه باز شد

بغض من از تو شکست و.. گریه شعر بی صدا شد

::

تا تو دستامو گرفتی ..لحظه از شماره افتاد

لحظه های از تو موندن ..زندگی رو یاد من داد

با تو برگشتم به دنیا.. به شروع هر دوی ما

از خودم بریده بودم ..با تو برگشتم به فردا

::

بگو وقتی تو نباشی ..من کجای روزگارم

بگو بارون گریه هامو ..روی دوش کی بذارم

من که بی تو با جهانم.. با خودم کاری ندارم

::

تا تو دستامو گرفتی ..لحظه از شماره افتاد

لحظه های از تو موندن ..زندگی رو یاد من داد

با تو برگشتم به دنیا.. به شروع هر دوی ما

از خودم بریده بودم ..با تو برگشتم به فردا

:: خواننده :: هلن ::

:: :::: :::: :::: :::: :::: :::: :::: :::: :::: ::


نمی دونم چرا این شعر رو سه ساعت که ممتد دارم گوش میدم

نمیدونم چم شده

نمیدونم زندم ..مردم

خوابم.. بیدارم

تو حالت خلصه ای فرو رفتم که هم دوستش دارم هم میخوام ازش بیام بیرون

پینوشت::بازم خووبه ..بعد از مدت ها حس بی حسی اینم یه جور حسه دیگه

آواي سكوت

و اشك هايم مي بارند
در آرزوي خيس كردن شانه هاي تو
ولي انگار من در كنارت نيستم
من در آغوش گرمت جا خوش كرده ام
"خدايا دوست دارم هميشه در آغوشت بمانم، رهايم نكن
كه اگر رهايم كني
آغوشي نمي يابم كه تبعيد شوم"

**********************
معادله ای هستم غیر قابل حل...شناخته نشده..چند مجهولی..که فعلا X آن کشف شده..

**********************

آخرين حرف
روزنگار
.:.
به قلم
نگاه هايم
Blog Skin