.:.ساعت 25.:.

اینکه ادم تو مهاجرت یه سری رفیق امن پیدا کنه سخته، من اینجا یه سری رفیق پسر دارم که اگه باهاشون 5تایی نصف شب بریم بام شهرمون و زیرانداز بندازیم و شهاب بارون رو تماشا کنیم و فقط من توشون دختر باشم، بازم احساس امنیت میکنم

و این برام قشنگترین حس دیشب بود

پ ن: بهترین شهاب بارون عمرم رو دیدم، شهاب هایی پر رنگ توی اسمون پر ستاره، شهاب هایی طولانی و سفید

و از شدت هیجان اینقدر جیغ و داد کردم و خندیدیم که گلوم درد میکنه هنوز :دی

:: جمعه ۱۴۰۵/۰۵/۲۳
- .
| |
.......................................................................................................................................