از روزی که اون لاشی کشته شده، اینترنت قطعه و نمیشد با هیچکس ویدئو کال کنم تا دیشب دیشب تونستم بعد از نزدیک یک ماه، مامان بابا، و خانوادم رو ببینم، هنوز نمیدونم چه اتفاقی برای خونمون افتاده که همه خونه خواهرم مستقر شدند این همه مدت نگرانم ولی هر روز خبر کشته شدن یکیشون میاد تو این مدت دو تا تماس چند ثانیه ای از مامان داشتم که ما خوبیم بمب نزدیک خونه بود ولی ما سالمیم، تو نگران نباش- و تمام خودشون بهش میگن جنگ رمضان که از 9 اسفند شروع شده و دیکتاتوری که فکر میکردیم هرگز نمیبینیم تکه پاره شد و من نگران نانی که این روزها پدر دیگر نمیتواند به سفره نیمه بازمان بیاورد ... :(
- .
| |
.......................................................................................................................................








