سلام به همگي، بعد از چند روز ، پر انرژي برگشتم امروز خيلي خووووب بود با چند تا از بروبكس UNI رفتيم چيتگر . خيييييلي خوش گذشت خيييييييييلي خوووب بود. دوباره مثل قديما حالم خوفه! بعد از مدتها دوچرخه .......وااااااااي كه چه حالي داره دوچرخه....دلم براي دوچرخه سواري تنگ شده بود.......دور پارك رو تو پيست سرعت ركاب زديم- همه چيز خووب بود تا اينكه جايي رسيديم كه سرعتم اونقدر زياد شد كه نتونستم خوب خودمو كنترل كنم و رفتم تو باقاليا بعد با كلي عكس و فيلم و خاطره برگشتيم ...دوست داشتم يك روز در ماه ميرفتم چيتگر ركاب بزنم خيلي دلم براي دوچرخم تنگ شده ولي حيف كه يك روز در ماه هم وقت خالي ندارم ميخوام قبل از تحويل سال يه پست ديگه بگذارم. اميدوارم بتونم و وقت بكنم. جاده هم قشنگ ترين چيزي بود كه تو چيتگر فراوون بود و من عاشقش بودم...![]()
...اونقده درد داشت..الانم دستم زخميه
، ولي مي ارزيد
...فكر كنم اوقدر خووب ركاب زدم كه مردم چشم كردن ![]()
![]()
..بعد از عيد هم كه قربونش برم فقط ميشه درس و كار و تحقيق و مقاله و پروژه.خدا به دادم برسه![]()

- .
| |
.......................................................................................................................................








