.:.ساعت 25.:.

۷.۱۲.۸۹

اومدم سینما؛

جلوی در ورودی ، داخل سالن نشستم؛

میدونم قرار نیست هیچ چهره ی آشنایی رو ببینم؛

پس چرا اینقدر منتظرم...!

 

پ ن::چقدر همه چیز کاذب بود آن روز ، حتی انتظارم ، حتی نگاهم که دنبال چیزی بود ؛ حتی ... (دوست ندارم حتی را بگویم چون دلم میگیرد.)

:: دوشنبه ۱۳۸۹/۱۲/۰۹
- .
| |
.......................................................................................................................................