حالا ؛ پاییز که میشود، باران که میزند ، بخار نسکافه ای داغ هم ، مرا می چسباند به دیوار همان کافه و همان صندلی و همان شب . من غلط میزنم حالا را و تو آغوشت پر از بی مهری است ...
- .
| |
.......................................................................................................................................








