بعد از مدتها توانستیم جمعی از دوستان دوران دانشگاه را با هم یکجا ببینیم.خودمان برنامه اش را چیدیم. ترتیبی اتخاذ کردیم تا جمعی از مهندسین این مملکت یکجا گــِرد هم جمع آیند لوکیشن را پارک چیتگر انتخاب کردیم به یاد ۲سال پیش که همگی با هم رفته بودیم و چقدر هم بهمان خوش گذشت ؛ یادمان است آن سال؛ عجیــــــــــب رفتیم در باقالی ها امروز هم حسابی بهمان خوش گذشت حسابی خندیدیم و خندیدیم و رکاب زدیم الان هم کلی خسته ایم بعدانوشت::الان هم داریم عکس هایمان را در فیس بوک میبینیم ...عجب عکس هایی گرفتیــــمهااا![]()
و از هرچیزی غیر از درس و کار و کنکور و ...حرف بزنند![]()
؛ در این پست هم راجع بهش نوشته بودیم
البته نمیدانیم چطور شد که جاده یهو پیچید و ما وقت پیچش را نداشتیم
یادش بخیـــر ...عجب روزگاری بود آن روزها...دستمان حسابی بانداژی شده بود و جای زخمش با اینکه محو است هنوز روی دستمان خودنمایی میکند، از روزی که ما خوش بودیم و خاطره شد برایمان
جزو زخم هایی است که دوستش داریم.![]()
تا جایی که دیگه رمق برایمان نماند
عکس هم که نگــــــــــــــو
با این شقایق بانو اینقدر عکس گرفتیم که دیگه ...![]()
البته یه وقت فکر نکنید ما حالمان بد شد هاااااااااا...نـــــــهخیرم ...سایر دوستان حالشان بد شد از فلاش دوربین![]()
![]()
البته باید خودمان را شارژ کنیم که فردا هم سرحال باشیم
فردا هم یحتمل بهمان خوش خواهد گذشت
فردا به دلایلی برایمان از هیجان خاصی برخوردار است![]()
![]()
- .
| |
.......................................................................................................................................








