.:.ساعت 25.:.

امروز نشستم عکسای Favorite گوشیم رو باز کردم و نگاه کردم، خیلی از عکسا و فیلمای دوتاییمون هنوز اونجاس، حتی فیلمای 4 سال قبلمون

نشستم هق هق زدم یهو، ولی به کسر ثانیه بند اومد

دلم تنگته

میدونم این روزا جات امنه ها

ولی استرس که میگیرم

هنوز دلم بغل تو رو میخاد

صدای تو رو میخاد

که بهم بگی، درست میشه همه چی، که سفت بغم کنی و تا صبح بخوابم رو بازوهات و آب تو دلم تکون نخوره

چقدر امن بودی برام مرد

چقدر الان میخامت

هی میگم نکنه تجریش شلوغ شده یهو بوبو رو آتیش زده باشن، نکنه یهو اون وسط تو رو با تیر زده باشن نکنه همش.. نکنه ..

بعد میگم نه

تو که آدم اعتراض رفتن نبودی ، همیشه منم دعوامیکردی که نرم

بعد میگم نکنه عوض شده باشی، نکنه جسور شده باشی، نکنه اصلا این نبودن، یه آدم دیگه ازت ساخته باشه ...

از من ساخته

یه آدم دیگه شدم

اون ادم سابق نیستم

ضعیف شدم

خیلی ضعیف

:: یکشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۲۱
- .
| |
.......................................................................................................................................